سفرنامه1-مشهد

سلام محمد حسین کوچولوی نازم

الان که فرصت شد بیام پای سیستم و مطلب برات آپ کنم تو همچنان خوابی و دارم نگات میکنم که چه معصومانه و خوشگل خوابیدی

خوب بخوابی فرشته کوچولوی من

و اما سفر یه هفته ای محمد حسین جان من

ما روز دوشنبه ساعت ١٢ حرکت کردیم به طرف مشهد که بخاطر محمد حسین هم اهسته و هم چند بار بین راه نگه داشتیم که نزدیکای صبح که روز سه شنبه میشد به مشهد رسیدیم که با یه سلام به امام رضا  رفتیم خونه و با یه استراحت کوتاه و حمام بردن خوشگلم

24-1

بعد با دایی جون علیرضا و خاله جون لعیا و ارسام عزیز عمه رفتیم حرم که تو حسابی سنگ تموم گذاشتی تو حرم تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comجوری که اگه میخواستیم کنار ضریح بریم ما رو راحت با آژیرای تو میرسوندن و برمیگردوندن که فکر میکنم از دیدن اون همه جمعیت یک جا وحشت کردی ولی خوب از دور سلامی دادیم و برگشتیم خونه که خاله جون لعیا خیلی زحمت کشیده بود و دایی هم خیلی ما رو با کادو خوشگلایی که به تو داد خجالت زده کرد تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comکه ایشاله برا ارسام خوشگلم جبران میکنیم

روز سوم که چهارشنبه شنبه میشد و خاله جون اعظم تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comبا حسن آقا و سوسن خوشگلم اومدن مشهد و خاله مهدیهماچ هم که مشهد بودن  با پریسا گلی و آقا مهدی و خاله مریم هم با آقا مهران و علیرضای دوست داشتی از بابل اومده بودن مشهد و با هم ناهار طرقبه رفتیم و بعد چای و بردیم یه سفره خونه تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com تصاویر زیبا سازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

عکسای محمد حسین با علیرضای دوست داشتنی خاله مریم

24-2

 

محمد حسین با پریسا گلی خاله مهدیه

24-3

 

محمد حسین و سوسن خانم گلی خاله اعظم

24-4

و بعد اون الماس شرق که از اونجایی که به دایی علیرضا قول داده بودیم که شب میریم خونشون و نمیخواستیم دیر تر بشه پیشنهاد شامشون رو رد کردیم و رفتیم خونه دایی علیرضا تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comکه ساعت 10بود فکر کنم رسیدیم و عذرخواهی کردیم تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com و دیگه تو چون روز رو نتوسته بودی بخوابی خوابید تا فردا ساعت 11 که شب رو خونه دایی جون موندیم

روز چهارم

که پنجشنبه بود قرار بود شب با بچه ها باز قراری داشته باشیمکه از اونجا که گوشی مامان شارژ تموم کرده بود و خاموش شده بود مجبور شدیم ناهار و زود خونه دایی بخوریم و بریم خونه خودمون و شب باز با بچه ها بدون خاله اعظم رفتیم پروما و بعد یه گشت مختصر نشستیم تو رستوران 

محمد حسین و آقایی که میرقصید تو رستوران پروما

24-5

اینهم پدر و پسر

24-6

که تو باز موقع شیر خوردن از اونجایی که خیلی شلوغ بود تصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.com اذیت میشدی که اومدیم تو ماشین تصاویر زیبا سازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com و که بچه ها هم اومدن پیش ما و دیر وقت شده بود و ما بخاطر تو خداحافظی کردیم که خاله مریم و خونواده میخواستن فردا صبح برگردن بابل که خاله مهدیه قول فردا شب شام رو ازمون گرفت که قول دادیم که سعی میکنیم بیاییم و اگه نشد عذر خواهی و خداحافظی ما رو بپذیرن که بدویی اومدیم خونه و خواپیششششششششش

راستی ببخش خوشگلم اگه اذیت شدیماچ

روز پنجم

که روز جمعه بود و یه سر حرم رفتیم   و میخواستیم بریم وکیل آباد که بابا جون گفتن زنگ بزنید دایی اینا هم بیان و با هم قرار گذاشتیم و اول رفتیم وکیل آباد که با رسیدگی و تغذیه بد حیوونات دیگه اون جذابیت و خوی وحشی بودن رو نداشتن

اینم عکسای باغ وحش

24-7

البته از ارسام دایی علیرضا با محمد حسین همین یه عکس بود که با اجازشون گذاشتم تو وبلاگ تا عکسایی که با دوربین دایی انداختن رو برامون بفرستنخیال باطل

شیر معروف وکیل آباد

24-8

اینم ادامه عکسای باغ وحش از حیوونای خوابالوده وکیل آباد

24-9

 

اینم محمد حسین با یه آقایی با لباسای جالب در وکیل آباد

24-10

 

و زود برگشتیم که فکر کنم رفتیم طرفای شاندیز که ناهار و باز خاله لعیا تو زحمت افتاده بودن      و از اونجایی که هوا یه مقدار سوز داشت برات شال و کلاه کردیم که خوابیده بودی

24-11

24-12

اینم محمد حسین اسکیموی بیدار شده متعجب

24-13

 

و باز موقع شیر خوردن اومدیم تو ماشین که دیگه بقیه هم وسایل و جمع کردن و حرکت کردیم به طرف روستای کنگ یا همون ماسوله مشهدی ها که جای زیبایی بود

24-14

و خوش گذشت که باز موقع برگشت دایی علیرضا با سرعت هزارتا میخواست ما رو برسونه خونه که فوتبال پرسپولیس تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com رو ببینه که برنامه هاشو بهم زدیم   و رفتیم و سد چالیدره که همین جا جا داره ازشون پوزش بطلبیم     و اونجا هم چون پله زیاد داشت و موقع بالا رفتن اذیت آور بود و با مینی بوس اونجا رفتیم بالا که تو مینی بوس یه ال سی دی کوچولو با کلیپهای اینور و اونور آبی ازمون استقبال کردن که نفهمیدیم کی رسیدیم بالا و علارقم اینکه دوست نداشتیم پیاده شیم ولی پیاده شدیم و یه چند عدد عکس گرفتیم کنار سد و بعد بستنی خوردیم و بعد قرار بود من و ارسام و سوار قایق کنن که زیر قولشون زدن و برمون گردوندن و از اونجا که صف مینی بوس شلوغ بود و فکر کنم همه میخواستن آهنگ ببینن که منتظر بودن و ماهم همینطور ولی مجبور شدیم که از پله پایین بیاییم و بی نصیب موندیم

محمد حسین و سدچالیدره

24-15

اینم عکس ارسام عزیز خوشگل عمه که دیگه عکس ازش ندارم
24-16

که عزیز دلم که حرکتی نمیکرد و چشاش باز بود و همه میگفتن ما تو چشاش جا میشیم ولی مامانی میگفت که این مدل خوابه محمد حسین هست که رسیدیم پایین تو خواب بودی

اینم آخر گردش محمد حسین که خودش خوابش برده بود

24-17

اینم زبون مشهدی که دایی جون با لهجه شیرین مشهدی برامون خوندننیشخندزبان

24-18

بعد رفتیم خونه و اول اینجا رفتیم و بعد رفتیم خونه و اخر بازی بود که مساوی بنفع پرسپولیس تموم شد و شام هم باز خاله زحمت کشیدن و بودیم تا اخر شب و خداحافظی آخرمون رو کردیم و اومدیم خونه

روز ششم شنبه که باید دیگه برمیگشتیم و منتظر شدیم شما از خواب بیدار شی و که بریم حرم و بعد رفتیم حرم و بازارچه کنار حرم یه مقدار خوراکی خریدیم برا سوغات و تا رسیدیم خونه ساعت 3 بود که وسایل و جمع کردیم و حرکت کردیم 4 راه افتادیم که شب رفتیم نیشابور 

عکسای محمد حسین در حال وداع با امام رضا و یه سری عکس که با گوشی گرفتم ولی هنوز رو سیستم نریختم

24-19

ادامه دارد....

پریال ; ٩:٥۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()    +