گلهای عمو جون حسی

سلام عزیز دلم

خوب بخوابی خوشگلم

الان ساعت 2 و 30 دقیقه بامداد هست و قابل توجه بابا جون که تا این موقع بیدار نشستم دارم برای ناهار فرداشون غذا می پزم اگه این سرما خوردگی امونم بده خیلی خوب میشه

امشب عمو جون حسین که یکی از بهترین دوستای بابایی هست به همراه خونواده خوشحالمون کرده بودن و خونه ما اومده بودن و اونم با دو تا گل خوشگل و دوست داشتنی شون که محمد امین که 2 سال و فکر کنم یک ماه نشده باشه و علی کوچولوی خوردنی  که 40 روز از محمد حسین مون بغلکوچیکتر بود و محمد حسین از اونجا که ما بچه کوچیک تو فامیل نداریم براش خیلی جالب بود یکی مث خودش کنارشه و خیلی دوست داشتم تو فکرش بودم و می فهمیدم الان داره علی خوشگل و به چه شکلی میبینه و چی فکر میکنه

در هر صورت پسر عموهای محمد حسین افتخار دادن و چند تا عکس با محمد حسین انداختن که روی گل دوتاشونو می بوسمو ازشون تشکر میکنمبغل

محمد حسین و محمد امین و علی کوچولو

27-1

علی و محمد حسین
27-2

اینم خیلی دلم میخواد ببینم همو چجوری میبینننیشخندیول
27-3

پریال ; ٢:٠۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()    +