قد و وزن پنج ماهگی

سلام عشق شیرینم

دیروز با هم رفتیم برای قد و وزن پنج ماهگیت و دیگه برخلاف ماه گذشته که از در واکنیساسیون تو میرفتیم و میزدی زیر گریه ، گریه نکردی و خانمه که دیگه ما رو میشناسه و هر بار با تو کلی حرف میزنه و تا دیدت گفت وای این زشته که باز اومد و بعد گرفتن قد و وزنت و گفتن اینکه شکر خدا همه چی طبیعیه و خوبه و باید ماه بعد بریم واکسن برات بزنیم که موقع برگشت رفتیم خونه مامان و مامان هم کلی بات حال کرد و اومدیم خونه

این روزا احساس میکنم که زمان خیلی تندتر میگذره هم دوست دارم زود بزرگ شی هم دوست ندارم مرخصیم تموم شه

یه ماهه دیگه باید تنهات بذارم و برم سرکار تازگی هم متوجه شدم که شیشه نمیگیری و دنبال یه راهکارم که چکار باید بکنم هیچی بذهنم قد نمیده

از یه طرف میخوام کارمو ول کنم بخاطرت و از یه طرف میگم نه

تو اینمدته خیلی سعی کردم که کارمو عوض کنم و راهمو نزدیکتر کنم بت که مدیر کلمون هنوز موافقت نکرده و گفته کسی نمیتونه کارمو انجام بده ولی خدا کنه که موافقت کنهنگران

خیلی مغزمو درگیر خودت کردی هیچکی این احساس اینروزای منو نمیتونه درک کنه

فکر میکنم از تو دارم خورد میشم ، خیلی نگرانتم گل کوچیک بیگناه من ، فرشته زیبای من، شیشه عمرم نگرانتم ، خیلی بهت وابسته شدم ، به اون خنده و گریه هات

چجوری آخه من میتونم دقیقه ای ازت جدا شم ناز پسر من

خدایا خودت کمکم کن

خدا کنه این مشغله های ذهنی زودتر سامون بگیره

راستی داشتم میگفتمقد و وزن این ماهتو

قد:سانتیمتر

وزن:گرم

زودی بزرگ شو پسرم

پریال ; ٢:۱۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()    +