محمد حسین و فامیل پدری.....

سلام عزیز دلم

این روزا یه مقدار درگیر کارام و نمیتونستم زیاد بیام نت و برات مطلب آپ کنم

روز پنج شنبه و جمعه این هفته عمه جون منصوره با عمو جون محمد رضا و دختر عمه فاطمه و زهرای عزیز و عمه خانم که مامان عمو محمد رضا میشه و پسر عمه های احمدرضا و علیرضای خوشمل و دوست داشتنی محمد حسین پیش ما بودن   و هم به محمد حسین خیلی خوش گذشت چون وسط فامیل پدری بودنیشخند هم به ما خوش گذشت، هر چند کوتاه بود و البته همیشه اینقدر مسافرتشون کوتاهه ولی ممنونم که به ما سرزدنقلب

از عمو جون محمدرضا بگم که زحمت کشیده بودن و کلی برامون سوغاتیای خوشمزه اوردن و البته تا محمد حسین و دیدن بساط ناخنگیری رو راه انداختن و حسابی محمد حسین ذخیره محبت کرد تا دیدار بعدی و محمد حسین هم حسابی در کیف و حال بود  و از عمه جون منصوره با کادوهای قشنگشون    و زحمتایی که هر بار میکشن و البته هر بار ما رو شرمنده میکنن  و دستتوش درد نکنه و  همینطور محبتا و کادوهای عمه خانم و شریفه جان که دست همشون درد نکنه بغل

راستی عمه مهندس فاطمه مرسی با اینکه درس داشتی بخاطر من اومدی خونمونماچبغل

محمد حسین جان و فیگورای احمدرضای عزیزم

39-1

39-2

اینجام محمدحسین با آقا علیرضا که بمون افتخار داده بودن و هم اومدن خونمون و هم با محمد حسین عکس گرفتن

39-3

محمد حسین با برادرای دوست داشتنیقلب
39-4

محمد حسین و زهرا خانم گل عمهماچ
39-5

پریال ; ٥:٥۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()    +