هشت ماهگیت مبارک

سلام عزیز خوشگلم

ماهگیت مبارک

http://i28.tinypic.com/301im1x.gif http://i28.tinypic.com/301im1x.gif

پسر گلم میدونی وقتی نیگات میکنم احساس غرور میکنم از داشتنت! از اون حالت شیرخوردنت! نشستنت! نگاه کردنت! لباس پوشیدنت!  قهقهه زدنت! اپیشرفتهای حرکتی رفتاری هوشی آموزشی و..... این مدته که عصر میام خونه  مامان و حاضر میشیم که بریم خونه خودمون هر چند خسته ام ولی با هم میریم بیرون یه چرخی میزنیم  و بعدش میریم خونه البته خدا بابایی رو خیر بده که ماشین رو برا ما میذاره

چند شب پیش رفتیم مهستان و البته اولین باز بود میرفتیم  با همدیگه و خیلی خوب بود و کلی با هم دیگه تو طبقات چرخیدیم که خیلی دلم میخواست که بزرگتر میبودی و تو این چرخ دستی های خرید که جلوشون ماشین و کلی تشکیلات برا بچه ها گذاشته بودن میتونستی بشینی . قربونت برم که هر کی میدیدت و تو هر مغازه ای که میرفتیم کلی بات ور میرفتن که تو بخندی و اخر سر ناکام می گفتن nobrain2.gif : 19 par 30 pixels. مامانی پسرت خیلی مغروره!!!goldstar.gif : 33 par 49 pixels. و یه خانمه مهربون وسایل فانتزی فروشی کلی وسایلشو پایین اورد که تو باش رفیق شی و تو چسبیده بودی به من و سوا نمیشدی و مث ادم بزرگا نیگاش میکردی  مث اینکه میخواستی بگی که حالا این همه خنده که چی

تو این چند شبه هم رفتیم سیسمونی دیدون و خرید لباس برای خوشگلمآی که چقدر لذت میبرم از خرید لباس نی نی خریدن

الهی دورت بگردم که نمیخوام حتی یه ثانیه ازم سوا شی ولی چه کنم عزیزم

و اما از پسرک بگم تو این ماه  گذشته و فعالیتهاش که دیگه میشینه اونم تعادل خودش رو خوب بلده حفظ میکنی Libraکه وقتی میخواس به پشت بیفته که تعادلش رو با پاهاش که بالا میرفت حفظ میکرد و سنگینی رو میداد جلو که به پشت نیفته و خودشو میکشید جلو وقتی میخواست که به پهلو بیفته پنجه اشو میذاشت کنارش که خودشو نگه داره و خلاصه بساطی داریم با این وروجک و بقول بابایی سرسوییچی 

53-9

تازه یه مدل لم دادن هم داره مث ادم بزرگا که تو اخرین عکس مشخصه

 

رو چهار دست و پا یه چند مدت کوتاه خودش رو جمع میکنه و در شرف شروع کردن هستSuperhero


همچنان با دو دندان پایین و دو دندان بالا هم در تب بیرون اومدنن که فعلن خبری نیست که گهگداری گریه های شبانه که فکر میکنم از اثراتش باشه رو داریم

روروئک سوار قهاری شده و از هر مکان باریک و سرازیر سربالایی خیلی با احتیاط خودشو به هدف میرسونه مخصوصا عشق رو میز رفتنا و اگه دستش به وسایل رو میز نرسه رو میزی رو با وسایل سمت خودش میکشه و وسایلش رو برمیداره و دنبال جارو برقی میدوئه و با سرش سر جارو رو که جارو میزنه دنبال میکنه حالا دیگه تصورش بکنید

همچنان عشق سرامیک و کوبوندن اشیاء به سرامیک و سطحهای صدادار و عشق زیر مبل و کنجکاو و وروجک در دست زدن به هر چیزی که چشمشو بگیره و ...

راستی کلی بساط خنده داشتیم با اون شلوار کردی که بابا اسماعیل براش خریده بود و کلی هم بش میومد و البته کلی دنبال لباسهای محلی کردی براش گشته بود که پیدا نکرده بود و ولی همین شلوار کردی رو هم اینقده بامزه اش کرده که بعد از چند روزه دلم نمیومد از پاش درش بیارم تا میشورم همینو باز براش میپوشم

53-1

دیگه اینکه از علایق عزیزکم که فراموشم میشد بنگارم کلیپهای کنسرت یانی که از خیلی ماه پیش پسرک رو بدون پلک زدن مجذوب خودش میکرد و دیشب که یه مقدار غذای عزیزکم دیر حاضر شد بابایی با یانی سرشو گرم کرد و اینقده محو یانی شده بود که فکر کنم یادش رفته بود چقده گشنه اس

تا یادم نرفته یادی هم بکنیم از گوشی بیچاره اینجانب که توسط محمد حسین خان در احتضار به سر میبره و چند وقت پیش از بس این وروجک کش و قوس میومد که گوشیو دستش بدم تمیزش کردم و دستش دادم که یه مدتی دستش بود و بعد دیدم بله شیشه مه گرفته و صفحه ای مشخص نیست و از طرفی از بین همه عددها، قرعه بنام 9 خورد و مرگ انی نصیب 9 بیچاره شد و در حال حاضر هر شماره ای که شامل نه باشه که تقریباً 99.9 درصد شماره ها 9 را شامل میشوند تماس ممکن نیست حالا باز خدا رو شکر که یه گزینه بنام کانتکت تعبیه شده تو گوشی

اینم از تخریب گوشی dislikesmiley.gif : 32 par 18 pixels.

روز پنجشنبه هم قراره با خوشملم بریم چکاب قد و وزن و اینجور چیزا

قد:71

وزن:8100

و اما عادات غذایی و اشتهای پسرم خداروشکر خیلی بهتره و همچنان امیداورم که مشکل بدغذایی رو باهم انشاله نداشته باشیم و کم کم میخوام حبوبات رو از ماش و عدس البته جوانه شروع کنم و قارچ و آب میوه  رو هم اضافه کردم البته اگه دوستان عزیز تجربیاتشون رو تو این زمینه در ختیار مامان محمد حسین بذارن که خیلی سپاسگزار میشم

محمد حسین در حال بازی که از بین اسباب بازیاش ماشینو انتخاب کرد و بردش رو سرامیک

53-4

53-5

53-6

درنهایت آخر هر بازی به زیر مبل و وسایل سیمی ختم میشه
53-8

53-7

خلاصه ایام منو بابایی هم بعد اینکه محمد حسین رو گذاشتیم خونه مامان با مرور کارا و شبرین کاریای محمد حسین در طول روز گذشته یا کلی شروع میشه و بساط ذوق و خنده امون تا سرکار براههنیشخند

اینجام یه سری حرکات و سینه خیزای  محمد حسین

53-2

محمد حسینم دوست دارم

پریال ; ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()    +