مرور خاطرات 2

پسرم، با تو سخن میگویم!

گوش کن با تو سخن میگویم..

زندگی در نگهم گلزاریست..

و تو با قامت چون نیلوفر..

شاخه پر گل این گلزاری من در اندام تو یک خرمن گل میبینم...

گل گیسو گل لبها گل لبخند شباب....

من به چشمان تو گلهای فراوان دیدم گل پاکی

گل صد رنگ امید..گل فردای امید..گل فردای سپید...

میخرامی و تو را مینگرم..

چشم تو اینه ی روشن دنیا بین است...

تو همان خرد نهالی که چنین بالیدی؟

راست چون شاخه ی سرسبز شدی؟

همچو پر غنچه درختی همه لبخند شدی؟.....

دیده بگشای در اندیشه ی گل چینان باش..

همه گل چین گل امروزند...

همه هستی سوزند..

کس به فردای گل نمی اندیشد...

انکه گرد همه گلها به هوس می چرخد...

بلبل عاشق نیست...

بلکه گل چین سیه کرداریست:که سراسیمه..می دود در پی گلهای لطیف..

تا یکی لحظه به چنگ اوردو ریزد بر خاک....

دست او دشمن باغ است ونگاهش ناپاک...

تو گل شادابی..به ره باد مرو..

غافل از باغ مشو..

ای گل صد پر من ..

با تو در پرده سخن میگویم...

عشق دیدار تو بر گردن من زنجیر است..

و تو چون قطعه الماس درشتی کمیاب..گردن اویز این زنجیری..

تا نگهبان تو باشم ز حرامی در شب...

برخود ازرنج بپیچم همه روز...

دیده از خواب بپوشم همه شام..

پسرم، گوهر من!

تو که تک گوهر دنیای منی...

دل به لبخند حرامی مسپار...

دزد را دوست مخوان...چشم امید بر ابلیس مدار..

دیوخویان پلیدی که سلیمان رویند همه گوهر شکنند..

دیو کی ارزش گوهر داند؟

نه خردمند بود انکه اهریمن را ز سر جهل سلیمان خواند...

پسرم، ای همه هستی من!

تو چراغی تو چراغ همه شبهای منی...

به ره باد مرو...

تو گلی دسته گلی..صد رنگی..

پیش گل چین منشین...

تو یکی گوهر تابنده بی مانندی...

خویش را خوار مبین...

ای سرا پا الماس! 

از حرامی بهراس..

قیمت خود مشکن.

قدر خود را بشناس..قدر خود را بشناس....

 

بالاخره اون 5 روز تعطیلاتی که در انتظارش بودیم رسید و همش اگه خدا بخواد مشغول محمد حسین داری میشیم و نبودنامونو کنارش جبران میکنیم و البته دوست داشتم که خونه میموندم و تمام و کمال به عزیز دلم میرسیدم خیال باطلولی بابایی هم کار داره کاشان و هم عزیز و بابا حاجی و عموها و عمه جون بیصبرانه منتظر دیدن محمد حسین هستن که فردا صبح ایشاله راهی دیار طوایف همسر خواهیم شدقلب

 

محمد حسین سه ماهه من و هنر عکاسی مادرعینک

56-1

برای دیدن بقیه عکسای محمد حسین در قسمت دوم مرور خاطرات مامانی در قسمت ادامه مطالب با ما باشید!هوراهوراهوراهورا

 


محمد حسین و فاطمه عمو جلال

56-2

محمد حسین در فین کاشان که بچه ام محو آب شده و هر چی عکس گرفتیم این اینجوری مبهوت فواره کوچولوهای تو آب بود

56-3

وای قربونت بشم اینم تو فین کاشان بودیم

56-4

اینم خونه خاله پریسا تقریباً در استانه چهار ماهگی
56-5

اینجام اولین باری که تو روروئک نشوندمش و با تعجب به دکمه های جلو دست میزد و اهنگارو هی عوض میکرد و ذوقی بودابله
56-6

اینم اولین سرماخوردگی محمد حسین که در چهارماهگی اتفاق افتادناراحت
56-7

اینجام اولین دندونگیری که بابایی براش خریده بود و من چقدر غر زدم که این نازکه و تو دهن بچه نمیمونه و اینا و چندتا بعد اون خریدیم براش که درحال حاضر فقط اینو محمد حسین دوست داره و استاندارد هم هست و استفاده بیشتر میشهیول.صداقت رو حال میکنی باباییگاوچرانعینکاسترس

56-8

اینم یه هنر دیگه عکاسی مادرزبانیول
56-9

اینجام اولین باری که رفتم دیدم رو شکم افتاده که الان اکثرا رو شکم میخوابه
56-10

اینجام باز اولین بار که سینه خیز میرفت
56-11

باقی عکسارو باز نرسیدم ببینم و جدا کنم که اگه خدا توفیق داد تو قسمت دیگه ای میذارمفرشته

تعطیلات خوش بگذره
التماس دعا ودر پناه حق باشید
بقول یکی از دوستان
تا های دیگر بای
بای بای

پریال ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()    +