باغ و حش پارک ارم

سلام به همه دوستای عزیزمون و روز اول هفته بر همگی خوش و خرم و تا پایان هفته و ایام عمر پربرکت

سلام به محمد حسین عزیزم و بابایی مهربون

این روزا با اینکه خیلی مطالب برا نوشتن دارم ولی نمیدونم چرا حس نوشتن ندارم شاید دچار افسردگی فصلی شدمنیشخنداوه

از طرفی هم تو فکر چگونه برگزاری مراسم تولد عزیزم هستم و....خیال باطل

خلاصه اینکه اومدم یه گزارش مختصر در دفتر خاطرات عزیزکم از تعطیلات اخر هفته بدم

روز پنج شنبه با محمد حسین رفتیم یکی از دوستان رو که از زنجان اومده بود دیدیم و بارندگی دلچسبی بود و جای پدر خالی البته

روز جمعه که پدر عزیز محمد حسین رو برا گردش بیرون برده بودن تا مامانی یه نفس تازه کنهنیشخند و بقول بابایی به امور منزل رسیدگی کنن ..طولی نکشید که پدر و محمد حسین برگشتن و گفت پاشو بریم پارک ارم و گفتیم چرا یه دفعه ای!!! گفت آخه بچه ام گربه دیده دنبالش جیغ و داد زده ..از بس حیوون ندیده و گفتیم بابا کار هر روز ماست و دیگه جای دوستان خالی رفتیم باغ وحش ارم و که ایشاله عکساشو تو یه فرصت میذارم تو وبلاگ ...امروز هم که روز شنبه باشه بابایی و محمد حسینم تنهان با هم و دلم پر میکشه واسه جفتشون...

آمار دندونهای خوشمل عزیز دلم تا بدین لحظه :4 تا بالا-2 تا پایین

دامنه لغات وسیعتر و ماندگاری اونا بیشتر و عکس جارو برقی به طرز وحشتناک ...و تازگیها علاقه زیادی به چیدمان اشیاء روی هم و نگه داشتن اونها روی زمین (مث بلند کردن بطری از روی زمین و وایسوندن اون )پیدا کرده ..باید دیگه دنبال بازیهای فکری باشم براش

حق نگهدار خانواده های گرمتون

ویرایش شد با اعمال شاقه آخدر تاریخ 15 اردیبهشت:

67-1

باقی عکسها در ادامه مطالب.....

 


67-2

67-3

67-4

67-5

پریال ; ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()    +