سفرنامه کاشان

 

سلام عشقم تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

دیشب بعد از یه هفته مسافرت برگشتیم خونه خودمون تصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.com

خوش گذشت خیلی هر چند تو شب اولی که رفتیم کاشان تا ساعت 1و نیم خوابت نبرد و همش چشات وا بود تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comولی روزای بعدش خوابت تنظیم شد و خیلی حال میدادی به بقیه با خوش اخلاقیت تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

مخصوصاً عمو جون محمدرضا خیلی ایندفعه فیض برد تصاویر زیبا سازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com و تو هم تو بغلش همش یا در حال ذوق کردن بودی یا خندیدن و کیف کردن تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

عمه جون منصوره و عمه فاطمه و زهرا هم خیلی دوستت داشتن و دلشون میخواس که بیشتر پیششون باشی و عزیز فاطمه و بابا جون حاجی هم دلشون تنگ شده بود برات حسابی که تو چند شبی که اونجا بودیم فقط یه شب خیلی ناراحت بودی تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com اونم شبی که عمه منصوره مراسم قرائت قران داشت و خیلی جمعیت خونشون بود که تو ترسیده بودی و مدام جیغ میزدی که البته ما اخر مراسم اومدیم خونه و اونم بخاطر تو رفته بودیم جای دیگه...

روز شنبه بابا جون ما رو برد  کاشانگردی تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com اول مسجد اقا بزرگ که عکسای خوشگلم تو مسجد آقا بزرگه

9dgf75dale2favd6x12.jpg

 

 

و از اونجا به بقعه خواجه تاج الدین رفتیم

vm0zxoqu6r6i62q6r7yd.jpg

بعد رفتیم خونه عامری ها که تو خوابت برد و ما هم تو ماشین نشستیم اوهخیال باطلکه تو بیدار شی و بریم تو که بیدار نشدی که گفتیم پس تا شب نشده و هوا سرد نشده بریم اول فین و بعد برگردیم که تا رفتیم فین و برگشتیم افطار شده بود و تو هم خسته شده بودی و برگشتیم خونه که نشد ببرم جاهای دیگه کاشون رو نشونت بدم ناراحت که ایشاله سفر بعدی...ماچ

em6ptsw90db818g40tcl.jpg

اینم عکسای باغ فین خوشگلکم

xhog6nhc1pu4ugoju1gf.jpg

اینجام حمام فین که نمیدونم چرا همه مجسمه ها رو برداشته بودن و فقط همین یه دونه بودمتفکر

2jrwhh5g58353m72ctl.jpg

اینم اخر خستگی بعد یه روز گردش

uudmnhhpnf6svogw27fl.jpg


دیگه اینکه عید فطر هم روز یکشنبه شد و بابا جون و بقیه صبح رفتن نماز عید فطر خوندن و من و تو خونه موندیم که بیرون بارون و طوفان شده بود و ما ساعت 11 رفتیم زیارت اهل قبور و زیارت بی بی شاه زینب و اومدیم خونه که یه سر هم به عمو جون جواد زدیم و یه سر هم به عمو جون جلال و با فاطمه عمو عکس گرفتی و بغل زن عمو مریم هم کلی خندیدی

فاطمه زهرا عمو جلال

uggi1s5385jsjsphxpd1.jpg

و نی نی نازنین عمو جون جبار رو هم دیدیم که قرار بود عصر برگردیم خونه که بابا از اونجاییکه خیلی خسته کار بود و دلش میخواس با محمد حسینش باشه قرار شد تا اخر هفته رو بی خیال کار بشه  اونم با گوشیش که قط بود و دست اداره ازش کوتاه بود و گفت تا اخر هفته نمیرم و ما هم سه شنبه رفتیم درود تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comو پیش خاله جون پریسا که اولین بار بود میدیدت و با پسر خاله بردیا که چقده جیگر خالشه با شیرین زبونیاش و کلی دلبری میکرد و دلم براش خیلی تنگ شده  که خیلی با تو بازی میکرد و دوستت داشت بغل

محمد حسین با بردیا

n08awxvu821e7nsuo9d8.jpg

که دیشب برگشتیم تهران که البته درود خیلی هوا سرد بود و برات چون میخواستیم بریم کاشان لباس گرم کم برداشتم و یه سری لباسایی که برا پاییزت خریده بودم رو پوشیدم برات تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

اینم محمد حسین بعد از گرمای کاشون در سرمای درودنیشخند

azj4h6r650bq1a6f7ypk.jpg

ولی یه چیزی تو پمپ بنزین درود که بابا میخواست بنزین بزنه یه شهروند لرستانی بود تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com از اون لرهای اصیل با لباس و کلاه نمدی و سبیل تا زیر چونه و موهای پشت بلند و خلاصه کلی قیافه و تیپ که به بابا جون گفتم که محمد حسین رو بده بغلش و ازش خواهش کن که باش عکس بگیره که قبول نکرد و گفت شاید بدش بیادناراحت و هنوز هم تو فکرشم و تو راه هم کلی چادر های عشایری بود که اگه بیدار بودی میبردمت و ازت عکس میگرفتم که تا جایی که ما بودیم تو همش خواب بودی و بعدش که بیدار شدی تموم شده بود

محمد حسین در راه برگشت به منزل

75di9vkxrozgjpz2gu7h.jpg

اینم سفرنامه مسافرت دوم عزیز دل شیرین مامانی که مامانی میخواد براش بمیره بغل

عاشقتم نازنازی منماچ

پریال ; ٤:٢۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()    +